همســــــــــــفر
من ســــوســـــو میزنم فـــــانوس ها تماشایم میکنند...

وقتی به جای هدیه کادوی غم گرفتم
وقتی به جای شادی زانوی غم گرفتم
وقتی برای احساس قلبی به نام دل نیست
چرا به من نگفتید عیدی برای من نیست؟
هیچکس حال تو را وقتی گریه میکنی نمیپرسد همه می گویند سزایت بود همه اواز دلت را به تمسخر می گیرند و صدای هق هقت را وقتی خاموش اشک میریزی می گویند هیس! تنهایی تو را باور ندارند و از کنارت میگذرند و به یاد روز هایی که در شادی ظاهری ات غرق بودی و کنارشان نبودی حالا تلافی میکنند نمیدانند در درونت چه آتشیست که اگر فریادش زنی و خواهی که اندکی از ان را نشانشان دهی میسوزند...

سال نو....................مبارک!!!!
امید وارم به ارزو هاتون برسید.
کاش میشد بی بهونه خندید!
لباتون خندون.

در خویش خستهام!تکرار میشود همهی لحظههای درد
دیگر ستارههای یخی نیز رفتهاند…
ماه از درونِ شب به زمین فحش میدهد
تکرار میشود همهچیزی به رنگِ زرد
بنگر؛ آغوشِ خنده به رویم شکستهاست
از شاخههای درختی که کشته شد
“تابوتِ مردنِ پرواز” زندهاست
دیگر همیشگی شدنِ شعر مردهاست.
از خویش خستهام
هر رنگِ تازه در نظرم میشود تباه
هر روز میشکند ریسمانِ من
هر روزپاره میشود ایمانم از گناه
از هم گسستهام
حتی ستارههای یخی نیزمردهاند
دیگر ادامهی این راه بستهاست
حتی خدای من امروز
خستهاست.
شیرین سخنم چرا تو دل دل داری
شیرین سخنی عزیز من دل داری
با لب سخن از چه می زنی ، ای بابا
یکبار بگو هر آنچه بر دل داری
| Design By : Pichak |
تبلیغات 

























